شهید مرتضی مطهری
شرح مختصر زندگاني شهيد مطهری
استاد شهيد آيت الله مطهري در 13 بهمن 1298 هجري شمسي در فريمان واقع در 75 کيلومتري شهر مقدس مشهد در يک خانواده اصيل روحاني چشم به جهان مي گشايد. پس از طي دوران طفوليت به مکتبخانه رفته و به فراگيري دروس ابتدايي
![]() |
مي پردازد. در سن دوازده سالگي به حوزه علميه مشهد عزيمت نموده و به تحصيل مقدمات علوم اسلامي اشتغال مي ورزد. در سال 1316 عليرغم مبارزه شديد رضاخان با روحانيت و عليرغم مخالفت دوستان و نزديکان، براي تکميل تحصيلات خود عازم حوزه علميه قم مي شود در حالي که به تازگي موسس گرانقدر آن آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالکريم حائري يزدي ديده از جهان فروبسته و رياست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن آيات عظام سيد محمد حجت، سيد صدرالدين صدر و سيد محمد تقي خوانساري به عهد گرفته اند.
در دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از محضر مرحوم آيت الله العظمي بروجردي (در فقه و اصول) و حضرت امام خميني ( به مدت 12 سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي (در فلسفه : الهيات شفاي بوعلي و دروس ديگر) بهره مي گيرد. قبل از هجرت آيت الله العظمي بروجردي به قم نيز استاد شهيد گاهي به بروجرد مي رفته و از محضر ايشان استفاده مي کرده است. مولف شهيد مدتي نيز از محضر مرحوم آيت الله حاج ميرزا علي آقا شيرازي در اخلاق و عرفان بهره هاي معنوي فراوان برده است. از اساتيد ديگر استاد مطهري مي توان از مرحوم آيت الله سيد محمد حجت ( در اصول) و مرحوم آيت الله سيد محمد محقق داماد (در فقه) نام برد. وي در مدت اقامت خود در قم علاوه بر تحصيل علم، در امور اجتماعي و سياسي نيز مشارکت داشته و از جمله با فدائيان اسلام در ارتباط بوده است. در سال 1331 در حالي که از مدرسين معروف و از
![]() |
اميدهاي آينده حوزه به شمار مي رود به تهران مهاجرت مي کند. در تهران به تدريس در مدرسه مروي و تأليف و سخنرانيهاي تحقيقي مي پردازد. در سال 1334 اولين جلسه تفسير انجمن اسلامي دانشجويان توسط استاد مطهري تشکيل مي گردد. در همان سال تدريس خود در دانشکده الهيات و معارف اسلامي دانشگاه تهران را آغاز مي کند. در سالهاي 1337 و 1338 که انجمن اسلامي پزشکان تشکيل مي شود .استاد مطهري از سخنرانان اصلي اين انجمن است و در طول سالهاي 1340 تا 1350 سخنران منحصر به فرد اين انجمن مي باشد که بحثهاي مهمي از ايشان به يادگار مانده است.
کنار امام بوده است به طوري که مي توان سازماندهي قيام پانزده خرداد در تهران و هماهنگي آن با رهبري امام را مرهون تلاشهاي او و يارانش دانست. در ساعت 1 بعد از نيمه شب روز چهارشنبه پانزده خرداد 1342 به دنبال يک سخنراني مهيج عليه شخص شاه به وسيله پليس دستگير شده و به زندان موقت شهرباني منتقل مي شود و به همراه تعدادي از روحانيون تهران زندانی مي گردد. پس از 43 روز به دنبال مهاجرت علماي شهرستانها به تهران و فشار مردم، به همراه ساير روحانيون از زندان آزاد مي شود.
پس از تشکيل هيئتهاي موتلفه اسلامي، استاد مطهري از سوي امام خميني همراه چند تن ديگر از شخصيتهاي روحاني عهده دار رهبري اين هيئتها مي گردد. پس از ترور حسنعلي منصور نخست وزير وقت توسط شهيد محمد بخارايي کادر رهبري هيئتهاي موتلفه شناسايي و دستگير مي شود ولي از آنجا که قاضي يي که پرونده اين گروه تحت نظر او بود مدتي در قم نزد استاد تحصيل کرده بود به ايشان پيغام مي فرستد که حق استادي را به جا آوردم و بدين ترتيب استاد شهيد از مهلکه جان سالم بدر مي برد. سنگينتر مي شود. در اين زمان وي به تأليف کتاب در موضوعات مورد نياز جامعه و ايراد سخنراني در دانشگاهها، انجمن اسلامي
![]() |
کردن محتواي نهضت اسلامي پزشکان، مسجد هدايت، مسجد جامع نارمک و غيره ادامه مي دهد. به طور کلي استاد شهيد که به يک نهضت اسلامي معتقد بود نه به هر نهضتي، براي اسلامي کردن محتواي نهضت تلاشهاي ايدئولوژيک بسياري نمود و با اقدام به تأسيس حسينيه ارشاد نمود و با کجرويها و انحرافات مبارزه سرسختانه کرد. در سال 1346 به کمک چند تن از دوستان اقدام به تأسيس حسينيه ارشاد نمود به طوري که مي توان او را بنيانگذار آن موسسه دانست. ولي پس از مدتي به علت تکروي و کارهاي خودسرانه و بدون مشورت يکي از اعضاي هيئت مديره و ممانعت او از اجراي طرحهاي استاد و از جمله ايجاد يک شوراي روحاني که کارهاي علمي و تبليغي حسينيه زير نظر آن شورا باشد سرانجام در سال 1349 عليرغم زحمات زيادي که براي آن موسسه کشيده بود و عليرغم اميد زيادي که به آينده آن بسته بود در حالي که در آن چند سال خون دل زيادي خورده بود از عضويت هيئت مديره آن موسسه استعفا داد و آن را ترک گفت.
در سال 1348 به خاطر صدور اعلاميه اي با امضاي ايشان و حضرت علامه طباطبايي و آِيت الله حاج سيد ابوالفضل مجتهد زنجاني مبني بر جمع اعانه براي کمک به آوارگان فلسطيني و اعلام آن طي يک سخنراني در حسينيه ارشاد دستگير شد و مدت کوتاهي در زندان تک سلولي به سربرد. از سال 1349 تا 1351 برنامه هاي تبليغي مسجدالجواد را زير نظر داشت و غالباً خود سخنران اصلي بود تا اينکه آن مسجد و به دنبال آن حسينيه ارشاد تعطيل گرديد و بار ديگر استاد مطهري دستگير و مدتي در بازداشت قرار گرفت. پس از آن استاد شهيد سخنرانيهاي خود را در مسجد جاويد و مسجد ارک و غيره ايراد مي کرد. بعد از مدتي مسجد جاويد نيز تعطيل گرديد. در حدود سال 1353 ممنوع المنبر گرديد و اين ممنوعيت تا پيروزي انقلاب اسلامي ادامه داشت.
اما مهمترين خدمات استاد مطهري در طول حيات پر برکتش ارائه ايدئولوژي اصيل اسلامي از طريق درس و سخنراني و تأليف کتاب است. اين امر خصوصاً در سالهاي 1351 تا 1357 به خاطر افزايش تبليغات گروههاي چپ و پديد آمدن گروههاي مسلمان چپ زده و ظهور پديده التقاط به اوج خود مي رسد. گذشته از حضرت امام، استاد مطهري اولين شخصيتي است که به خطر سران سازمان موسوم به « مجاهدين خلق ايران » پي مي برد و ديگران را از همکاري با اين سازمان باز مي دارد و حتي تغيير ايدئولوژي آنها را پيش بيني مي نمايد. در اين سالها استاد شهيد به توصيه حضرت امام مبني بر تدريس در حوزه علمي قم هفته اي دو روز به قم عزيمت نموده و درسهاي مهمي در آن حوزه القا مي نمايد و همزمان در تهران نيز درسهايي در منزل و غيره تدريس مي کند. در سال 1355 به دنبال يک درگيري با يک استاد کمونيست دانشکده الهيات! زودتر از موعد مقرر بازنشسته مي شود. همچنين در اين سالها استاد شهيد با همکاري تني چند از شخصيتهاي روحاني، «جامعه روحانيت مبارز تهران » را بنيان مي گذارد بدان اميد که روحانيت شهرستانها نيز به تدريج چنين سازماني پيدا کند.
![]() |
گرچه ارتباط استاد مطهري با امام خميني پس از تبعيد ايشان از ايران به وسيله نامه و غيره استمرار داشته است ولي در سال 1355 موفق گرديد مسافرتي به نجف اشرف نموده و ضمن ديدار با امام خميني درباره مسائل مهم نهضت و حوزه هاي علميه با ايشان مشورت نمايد. پس از شهادت آيت الله سيد مصطفي خميني و آغاز دوره جديد نهضت اسلامي، استاد مطهري به طور تمام وقت درخدمت نهضت قرار مي گيرد و در تمام مراحل آن نقشي اساسي ايفا مي نمايد. در دوران اقامت حضرت امام در پاريس، سفري به آن ديار نموده و در مورد مسائل مهم انقلاب با ايشان گفتگو مي کند و در همين سفر امام خميني ايشان را مسؤول تشکيل شوراي انقلاب اسلامي مي نمايد. هنگام بازگشت امام خميني به ايران مسؤوليت کميته استقبال از امام را شخصاً به عهده مي گيرد و تا پيروزي انقلاب اسلامي و پس از آن همواره در کنار رهبر عظيم الشأن انقلاب اسلامي و مشاوري دلسوز و مورد اعتماد براي ايشان بود تا اينکه در ساعت بيست و دو و بيست دقيقه سه شنبه يازدهم ارديبهشت ماه سال 1358 در تاريکي شب در حالي که از يکي از جلسات فکري سياسي بيرون آمده بود يا گلوله گروه نادان و جنايتکار فرقان که به مغزش اصابت نمود به شهادت مي رسد و امام و امت اسلام در حالي که اميدها به آن بزرگمرد بسته بودند در ماتمي عظيم فرو مي روند.
در معرفي بسيار کوتاه و اجمالي از گروهي است که به شهادت رساندن فرزنداني از اسلام ، همچون شهيد بزرگوار مطهري را انجام داده است.
البته مقصود نگارنده نقد فکري و علل انحرافات و ... اين گروه نبوده و حتي در بسياري از موارد از ذکر جوابهايي که به ذهن نويسنده رسيده خودداري شده و به ذکر نقل قول از خود گروه اکتفا شده است. بلکه غرض آن بوده تا شروعي باشد که صاحبنظران در اين امر به نقد اين گروهک و بلکه تمامي گروههايي که چه از ناحيه شرق يا غرب تغذيه شده و مي شوند بپردازند.
گروههايي که عليه نظام جمهوري اسلامي دست به مخالفت زده و احيانا در مقابل آن ايستادند. نظامي که رهرو شخصيتي است که درطول خلافتش در راه پياده کردن عدالت با انواع دسيسه ها و توطئه ها و ... روبرو بود و در نهايت توسط همين قشر ترور شد و به شهادت رسيد.
همچنانکه با شهادت حضرت علي (ع) نتوانستند راه آنحضرت را سد نمايند، اينان نيز نخواهند توانست با اين توطئه ها مانع رشد و تکامل اين انقلاب اينان نيز نخواهد توانست با اين توطئه ها مانع رشد و تکامل اين انقلاب شوند، بلکه اين شهادت هاست که نهال انقلاب را بارورتر نموده و باعث شکوفايي هر چه بيشتر آن مي گردد.
بهر حال اميد است اين انتقلاب زمينه ساز حکومت جهاني حضرت مهدي (عج) گشته و با ظهور آنحضرت به دست صاحب اصلي آن برسد ان شاء الله.
از جنايات اين گروه از جمله به شهادت رساندن استاد مطهري بوده است شهيدي که امام خميني (ره) در شهادتش به سوگ نشست و او را حاصل عمر خويش خواند اگر ضابطه عظمت و اهميت يک گروه و سازمان به تشکيلات و سازماندهي آن تعداد اعضا و هواداران و شخصيتهاي اصليآن گروه باشد پرداختن به گروه فرقان و صرف وقت براي نوشتن يا مطالعه کردن پيرامون آن امري بيهوده است.
فرقان با چنين ضوابطي به راستي گروهک است و اگر عمق فجايع و جناياتي که آفريده است زياد نبود بهتر آن بود که به مصداق آيه کريمه قرآن مي فرمايد و اذا مروا باللغو مرول و کراما، در کمال کرامت نفساني رهايش کنيم و بگذاريم که اين باطل نيز با فراموش شدنش بميرد.
تاريخچه
فرقان گروهي بودند که حداکثر اعضا و افرادش عددي بين 50 الي 60 نفر بودند رهبر گروه (که در اوج فعاليتهايش 20 ساله بود) اعضاء گروه خود را در طول سه چهارسال از ميان دوسه دروه جلسه قرائت و باصطلاح تفسير قرآن ، در تهران انتخاب نمود. اومطالبي را که در اين جلسات تدريس مي کرد جمع آوري ، تدوين و تکثير کرد، و اين سالها را سالهاي تدوين ايدئولوژي ناميد.
رهبر گروه بود به نام اکبر گودرزي که قريب سه الي چهارسال ، دروس مقدمات و قسمتي از سطح را در حوزه هاي علميه خوانسار، قم و تهران فراگرفته بود وي قبل ازت حصيل در حوزه مدتي در مزرعه پدرش کشاورزي کرده بود و در مدارس فرهنگي نيز تا کلاس سوم متوسطه و تا اوائل رسائل، خوانده بود و آنچنانکه خودش اظهار مي داشت منطق مظفر را نيز درس گرفته بود ، ليکن فلسفه و علومي ديگر نظير معاني بيان را نخوانده بود.
دوره تدوين ايدئولوژي گروه فرقان کلا در زمان طاغوت بوده است و پس از پيروزي انقلاب دست به تررو زدند و باصطلاح خودشان دست به عمل از اين نظر که زمان تکوين گروه در زمان طاغوت بود به عنوان يک گروه ضد رژيم شاه جلوه کرده بود و در آن زمان قسمتي از اطلاعيه ها و کتب تفسير خود را منتشر شاخت. رهبر گروه فرقان اين نشريات را ايدئولوژي مدون معرفي کرد.گروه فرقان اعلام مي دارد و اظهار مي کند که محتواي آنها را از دروسي که در حوزه علميه خوانده اخذ و اقتباس ننموده است ، بلکه جلساتي را که از سن اين گروه را تيجه داد و آن را تا مرحله ثمر دهي و اقدام به قيام مسلحانه سوق داد.و معتقد است کليه عملکردها و عقايد مدون و باصطلاح منسجم سازمان نيز نتيجه مستقيم تدوين ايدئولوژي همان است که در جلسات مذکور تحقق يافته بود.
سازمان در يک جلسه چهارنفري ترروها را تصويب مي کردند (البته گاهي هم پنج يا شش نفري بودند)
از آنجايي كه سازمان به آنصورت داراي تشكيلات نبود و اعضاي آن نيز وظايف كاملا مشخص را نداشتند لذا در پنجمين جلسات چهار ، پنچنفره مسائل روز را تحليل مي كردند و افرادي را كه بايد بعنوان اشخاص و افراد ضد خلق و به اتهام همكاري با جمهوري اسلامي كه معتقد بودند صد توحيدي است ترور شوند مشخص مي كردند. اگرچه حقارت و پستي كه اين گروه دارد ارزشي ندارد كه انسان به تحقيق و بررسي پيرامون آن پردازد اما در برابر اين حقارت ها ، در بدو نظر انسان را به گذشتن از آن فرا مي خواند امام عمق جنايات اين گروه و شدت ضربات هولناكي كه به اسلام زدند همچون ترور شهيد مطهري، مفتح و ... و مهمتر از آن تاويل و توجيه و تفسير به راي آيات قران كريم و روايات و نهج البلاغه ما را به مطالعه و تحقيق (هر چند گذرا) وادار مي سازد.
سازماني كه هر چند زمان تكوينش در رژيم طاغوت بود و به عنوان يك گروه ضد رژيم معرفي شده بود. در همان سال 57 سه عنصر اصلي حاكم بر سرنوشت ملت ايران را رژيم پهلوي روحانيت و كمونست ها ميدانست و از روحانيت به عنوان روحانيت حاكم و رهبران توده ناآگاه و مردم عقب مانده نام مي برد و رهبري اقشار تحصيلكرده را با چپي ها مي دانست و معتقد بود اگر رژيم طاغوت سرنگون شود قشر تحصيلكرده و رهبران آنها (يعني كمونيستها) قدرت را به دست خواهند گرفت.
تحليل فرقان از تاسيس جمهوري اسلامي
فرقان معتقد بود كه انقلاب اسلامي مشابه نهضت تنباكو، مشروطيت و ملي شدن نفت است و مي گويد پس از پيروزي انقلاب (انقلابي كه به اصالت آن حركت واقعي مردم شكي ندارد.) روحانيت كه بدون قصد مردم به شكل كودتا به قدرت رسده اند به علت نداشتن تجربه كافي در امور اجرايي و نداشتن تخصص هاي لازم در امور فني و مديريت، و ارگانهاي كشوري از دخالت در اينگونه امور خودداري خواهد كرد و قهرا قشري كه بر سر كار خواهد آمد سازمانهاي سياسي ماركسيستي و احتمالا ناسيوناليست خواهد بود.
فرقان كناره گيري روحانيت از مسووليت ها را ضروري مي دانست اما در مورد جانشيني آن نظر خاصي ارائه نمي دهد. زيرا اين گروه خواستار سقوط
رژيم شاه است و ضد توحيدي ترين عناصر بدهكار روحانيت مي دانست و معتقد بود كه بايد در حداقل فرصت با توسل به قهر و آتش و سلاح آنان را از ميان برداشت تا هم قربه الي الله به دستورات و احكام خدا عمل كرده باشد و هم خلق تحت ستم را از استعمال حاكم نجات بخشد.
در مورد رفراندوم جمهوري اسلامي (كه مردم با اكثريت 2/ 98 راي دهندگان در آن شركت كردند) در نشريه اي كه در فردوين 58 تحت عنوان رفراندوم توطئه استحمار و استعمار منتشر مي كنند و مردم را از افتادن بدام اين خدعه باز ميدارد و مي گويد.
اصولا رفراندوم حتي در همان شكل آزادانه اش در كشورهاي باصطلاح دمكراتيك هم پايها ي در اسلام محمد ت شيع علي ندارد ... استعمار جهاني بكمك عامل اجراي سياستهاي خود در ايران بازي راي گيري به راه مي اندازد تا هماهنگونه كه در هفتاد و چند سال قبل با تحكيم پايه هاي مشروطه اسلامي به قسمت سركوبي و قرباني شدن روشنفكران توده هاي نا آگاه به سارت چندين ساله رفتند و منافع خارجي تامين گشت اين بار هم با بناي جمهوري اسلامي ديگر بار شاهد احياي همه نمودهاي پليدي و زتشي و از همه مهمتر تحمكيم پايه هاي ديكتاتوري و استبداد قرون و سطائي در جامعه باشيم
انحراف فرقان از تشيع
گرچه در نگاه ابتدايي ممكن است چنين بنظر برسد كه اين گروه متعهد به اسلام و دستورات آن است ولي با بررسي دقيقتر در اين موضوع واقعيت ديگري براي انسان آشكار مي گردد.
قرآن مي فرمايد ان الانسان علي نفسه بصيره ولو القي معاذيره گويا بر خود گروه امر مشتبه شده و خود را داراي اسلام اصيل و راستين ميداند و در توجيه به شهادت رساندن استاد مطهري و انتقادهايي كه آن شهيد در مقدمه كتاب علل گرايش به ماديگري به طرز تفكر فرقان داشتند مي گويد ،
(استاد شهيد مطهري) چماق تكفيري ساخت تا بهترين فرزندان اسلام و قرآن را در انزوا قرار داده و نامسلمان معرفي كند افراد مورد نظر او (فرقان) همه ارزشهاي اجتماعي خود را در گروه تحقق انديشه هاي خداوند و ايدئولوژي توحيدي قرارداده و فقط دهها جلد تفسير قرآن ايدئولوژيك آن و مسوول گروه كه مدتي در حوزه علميه درس طلبگي خوانده ، تفسير قرآن، منحرف از اسلام و تشيع باشد
براي پاسخ به موارد زير توجه مي كنيم،
گودرزي درپاسخ سوالي كه از او مي شود كه براي تشخيص وظايف عبادي از چه منبعي استفاده مي كند مي گويد يك سري از اعمال عباديب بصورت سنتي انجام مي شود و يكسري هم با استفاده از قرآن و متون اسلامي ديگر انجام مي داديم.
و در مورد چگونگي استنباط از احكام و اجتهاد و تقليد مي گويد، اجتهاد را به مفهوم تلاش براي شناخت مفاهيم قرآني و انديشه توحيدي قبول دارم ولي تقليد را آنهم بدان شكل كه در جامعه مطرح است نه و با مراجعه به قرآن و سنت مي توان احكام او را استنباط كرد.
و مقدار معلوماتي كه براي استنباط احكام نياز هست مي گويد، در مرحله اول مساله شناخت قرآن و انديشه توحيدي بايد مطرح شود و در صورت تحقق اين امر احكام هم شناخته مي گردد. در مورد سير مطالعاتي گروه از وي سوال مي شود و در جوان چنين مي گيود مطالعات من بيشتر روي تفاسير بوده است و در زمينه هاي اجتماعي و هم كتابهاي زيادي مطالعه كرده ام كه از آن جمله مي توان كتابهاي دكتر شريعتي (آيه الله) طالقاني، و قسمتي از نوشته ها و انتشارات و دفاعيات مجاهدين همچون سعيد محسن، حنيف نژاد ، رضايي ها و ... را نام برد.
قضاوت با خواننده است كه آيا با سير مطالعاتي بالا مي توان به درجه استنباط احكام و صدور فتواي نائل شد.
تصميمات و فتاوي صادره
گروه فرقان با داشتن مطالعاتي كه ذكر شد (كه البته تنها مسوول گروه است كه در اين حد نيز مطالعه داشته والا ساير اعضاء مجريان و مقلدان مسوول گروه بيشتر نمي باشند).
آري با چنين مطالعاتي ، اقدام به تصميم و صدور فتواي شرعي مي كرد. يكي از بزرگترين جنايات گروه به شهادت رساندن آيت الله شهيد مرتضي مطهري است و دلايلي كه در اين مورد ذكر كرده اند به اين شرح است وي اصطلاح ماترياليسم منافق را جعل كرده و در دين اسلام بدعت گذاشته است و از آن چماق تكفيزي عليه بهترين فرزندان اسلام و قرآن ساخته است. ديگر اينكه نامبرده عضو شوراي انقلاب بوده و همچنين بدليل نشوتن كتاب خدمات متقابل اسلام و ايران كه بمنزله همكاري با رژيم طاغوت بوده و مجازات تمام موارد اعلام است.
همچنان كه قبلا نيز يادآور شديم فرقان رفراندوم و مراجعه به آراء عمومي جهت تثبيت نظام جمهوري اسلامي را نيز مخالف اسلام اعلام مي كند و كساني كه در اقدام به چنين كاري نقش دارند مهدورالدم اعلام نموده بود و حكم اعدام را براي آنان صادر كرده بود.
در جاي ديگر عنوان مي كند كه ما در برداشت هاي فكري و ايدئولوژي خود از اسلام هيچ انضمام و انسجامي بين اسلام و روحانيت نديديم يا اينكه وجود آخونديسم مغاير با همه موازين توحيدي و مفاهيم قرآني است.
قابل ذكر است كه فرقان براي صدور حكم اعدام براي هر كس كه صلاح مي دانسته مشكل چنداني نداشته و با تشكيل جلسات مختصري اقدام مي نموده. گودرزي در جواب عمليات نظامي محمد متحدي بود، ايشان با من درباره افرادي كه تصميم مي گرفتيم ترور شوند صحبت مي كرد، و بعد با افرادي كه خودش با آنها تماس داشت، باين تصميم لباس عمل مي پوشاند. و در پايان كار اينجانب اعلاميه آن را نوشتم و به مسوول تبليغت و انتشارات مي دادم.
از گودرزي سوال مي وشد گروه از چه زماني تصميم به مبارزه مسلحانه گرفت پاسخ مي دهد، خط مشي كلي همان مخالفت با نظامات ضد توحيدي و مبتني بر سلطه استبداد و ظلم مي باشد كه نهايتا بگونه مسلحانه خودنمايي مي كند كه اين مسئله در رابطه با رژيم قبل مطرح بود(هر چند هيچ اقدام مسلحانه اي عليه رژيم طاغوت انجام نشد) و در رابطه با جمهوري اسلامي موضعگيري و مخالفت از وقتي مطرح شد كه روحانيت مدعي رهبري حركت مردم شد كه اين امر با پينشهاد حميد نيكنام و رضا يوسفي (از اعضاء گروه) شروع و با موافقت من ادامه پيدا كرد.
ضمنا گروه براي رفع نيازهاي اقتصادي و ارتكاب جناياتش اقدم به سرقت چندين بانك نموده كه پول حاصل از آن را صرف تهيه خانه هاي تيمي و خريد اسلحه كرد.
گروه فرقان از جمله برتريهاي خود را بر سايرين ، گذراندن دروه تدوين ايدئولوژي ميداند و همواره به شناختي كه همراه عمل باشد تكيه مي كند (در ضمن از عملي هم كه از شناخت ناشي نشده باشد احتراز مي جويد) نيز مي دانيم كه لبه تيز حمله فرقان در كليه آثار و نيز موضعگيريها و حملات نظاميشان ، مستقيما متوجه روحانيت مي باشد كه بطوريكه حتي در نشرياتي كه چند ماه قبل از پيروزي انقلاب و زمان شاه منتشر مي كند از روحانيت حاكم و ارتجاع نام مي برد.
در اطلاعيه اي كه در مهر ماه 1357منتشر ميكند، چنين ادعا مي كند كه فاجعه سينما ركس آبادان با همكاري سه محور، رژيم پهلوي ، جمله روحانيت حاكم و چپي ها انجام شده
است.
سلام و درود خدا بر روح پاک و مطهرش.



